فیلم سینمایی لانتوری سومین ساخته بلند سینمایی رضا درمیشیان بعد از دو فیلم بغض و عصبانی نیستم، فیلمی که با استقبال بی نظیر تماشاگران مواجه شده و البته بخشی از توجهات نسبت به این فیلم معلول اتفاقاتی است که برای فیلم پیشین فیلمساز یعنی عصبانی نیستم و امکان لغو اکران فیلم لانتوری به خاطر موضوع ملتهبش بود. در لانتوری شاهد روایت آوانگارد (البته در سینمای ایران) مخلوطی از فیلم سینمایی و مستند هستیم این که انتخاب این فرم تا چه حد برای موضوع فیلم مناسب بوده بیشتر به سلیقه مخاطبین و منتقدان باز میگردد اما درمیشیان به درستی از این فرم در جهت برانگیختن حس قضاوت مخاطب استفاده کرده است. فیلم با مصاحبه هایی شروع میشود که به مثابه آرامش قبل از طوفان است با افرادی که هر یک نماینده قشری از اجتماع هستند و هر یک از منظر خود به مسئله نگاه میکنند عده ای خود افراد را مقصر و عده ای جامعه را دخیل در مجرم شدن افراد میدانند البته نتیجه گیری به مخاطب واگذار شده اما تفکر فیلم بیشتر به سمت قصور اجتماع است مثل دیالوگ شخصیت روشنفکر فیلم :”تو  وجود هر کدوم از ما یه هیتلر هست یه ماندلا! جامعه ست که باعث میشه کدومو بیرون بیاریم!”. صحبت هایی را میشنویم ولی هنوز نمیدانیم موضوع چیست سپس از طریق مصاحبه ها با شخصیت ها و داستان فیلم آشنا میشویم ، شخصیت پردازی در فیلم زوایای پنهانی از شخصیت ها را همچنان پنهان باقی میگذارد. غیر از مریم و پاشا که تا حدودی با آن ها آشنا میشویم و نه بیشتر مثلا علت رفتار های عجیب مریم و یا گریه های هر از چندگاه پاشا که نمی فهمیم ،بقیه شخصیت ها کاملا تیپیکال هستند و پرداخته نشده اند . فیلم پر است از دغدغه های نسل جوان با دیالوگ هایی که میشنویم مثلا با این مضمون “از این که ماشین چند صد ملیونی زیر پای بچه پولدارا می بینم حرصم میگیره…” یا رفتار اعضای تیم لانتوری، همچنین فیلم مملو از نمایش خشونت و بی پروایی از عواقب کار و عقده گشایی است، در این فیلم شاهد زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی توسط افراد مختلف هستیم مثلا زور گیری با چاقو ، قتل ،خود فروشی برای اخاذی ،انتقام به نا حق ،اسیدپاشی و… فیلم برای خیلی از افراد جامعه کنایه آمیز است مانند پولدار ها،آقازاده ها،مردم،مسئولین و…. تا حدودی از این نظر فیلم جسوریست.

لانتوری

لانتوری

شخصیت های اصلی فیلم، مریم یک مدد کار اجتماعی است که به دنبال انجام کارهای خیر و اصلاح جامعه است و اکنون به دنبال جلب رضایت خانواده مقتول برای جلوگیری از اعدام نوجوانی که به خاطر توهم عشق دست به قتل دختری زده و و حالا با رسیدن به سن قانونی باید حکمش اجرا شود. و از طرفی پاشا که در کودکی در پرورشگاه بزرگ شده و حالا آرزوی کودکان پرورشگاه را  رابین هود گونه با دزدی و اخاذی از بالا نشین ها برآورده میکند. و تیمی با نام لانتوری تشکیل میدهد که زور گیری و اخاذی از پولدارها کار آن هاست. فیلم از زمان آشنایی پاشا با مریم وارد فاز تازه ای میشود . عشقی که ابتدا به نظر میرسد دوطرفه است و در ادامه…….

فیلم بیش از هرچیز به مسئله قصاص حکم شرعی که در قرآن مجید هم به آن اشاره شده  و چندین بار در فیلم میبینیم که اشاره میشود خداوندی که حق قصاص را قرار داده بلافاصله صحبت از بخشش به میان آورده… جمله ای که مریم در مواجه با خانواده مقتول به زبان میاورد و با جواب منفی روبه رو میشود انگار هنوز شخصیت مریم برای انجام این کارها چیزی کم دارد او که بیش از هر چیزی به کار خود علاقه مند است. یعنی خبر نگاری با چاپ مطالبی در روزنامه های خارجی هم به نقد قصاص میپردازد و به اصطلاح یکطرفه به قاضی میرود… اما در ادامه خود در شرایطی قرار میگیرد که باید بین بخشش و قصاص یکی را انتخاب کند…

لانتوری

لانتوری

فیلمنامه ی فیلم دارای ضعف هایی هست (بیش از همه در شخصیت پردازی)  و البته تا حدودی هم دچار شعار زدگی ، بازی بازیگران فیلم ازنکات مثبت فیلم محسوب میشود مریم پالیزبان و نوید محمد زاده دوباره در این فیلم خوش درخشیده اند کافی است بازی نوید محمد زاده هنگام اجرای حکم قصاص راببینید تا به این مسئله اذعان کنید اما شاهکار این فیلم در دو مورد است یکی تدوین عالی هایده صفی یاری و دیگری چهره پردازی عبدالله اسکندری(نیاز به توضیح ندارد)ومهرداد کیانی است.

به عنوان صحبت آخر لانتوری فیلمی ست که باید دیده شود تا شاید باعث بیرون اومدن هیتلر های کمتری به اجتماع باشیم !