نخستین قسمت از فصل چهارم سریال محبوب «شرلوک» دقیقا مسیری را طی کرد که هیچکس فکرش را نمی‌کرد. با بررسی این قسمت با «موی اسکرین» همراه باشید.

نمی‌توانم حالم را وقتی که آخرین قسمت از فصل سوم این سریال پخش شد وصف کنم. زمانی که «موریاتی» گفت: “دلت برام تنگ شده؟‌” مو به تنم راست شد و گفتم آن همه ماجرا، آن همه اتفاق، موریاتی چطور هنوز زندست؟ بی‌شک یکی از سخت‌ترین انتظار دوساله را برای پخش فصل چهارم شرلوک تجربه کردم. تا اینکه بالاخره یک‌شنبه آمد و قسمت اول پخش شد. اوایلش می‌گفتم: ای جان! موریاتی در برابر شرلوک!!! ولی بعدتر فهمیدم که شرلوک مطمئن‌تر از همیشه می‌گوید که موریاتی مرده! به یکباره تمام تصوراتم با تکرار چندبارِ این صحبت از دهان شرلوک خورد شد. داستان جلو می‌رفت و بیشتر پی می‌بردم که «مارک گتیس» (نویسنده شرلوک) به کلی دست از سر موریاتی برداشته و می‌خواهد در آخرین فصل از شرلوک، ما را وارد داستانی کند که به کلی با داستان‌های جنجال برانگیز موریاتی متفاوت است. در این مقاله هرگز قصد اسپویل کردن داستان را ندارم؛ اما باید به نکاتی در ادامه بپردازم که کمی می‌تواند برای طرفداران شرلوک که هنوز قادر به دیدن نخستین قسمت از فصل چهارم این سریال نیستند؛ اسپویل باشد.

sherlock

قسمت نخست فصل چهارم شرلوک؛ اصلا شباهتی به شرلوکی که می‌شناختیم و میدیدم نداشت. شرلوک در این قسمت بیشتر از همیشه به خودش مغرور شده بود. همیشه ما دیدیم که شرلوک هر وقت زیادی به خودش مغرور می‌شد یک اتفاق بد در زندگیش رخ می‌داد که نتیجه مغرور بودنش بود. در این قسمت هم این نظریه رد نشد و ما شاهد از دست دادن یکی از شخصت‌های اصلی داستان بودیم. شخصیتی که می‌توانست بیشتر به کار شرلوک بیاید اما در همین ابتدا «گتیس» از داستان پر پیچ و خمش کنارش زد. شرلوک با اینکه با اطمینان کامل از کشته شدن موریاتی بر روی آن برج مرموز صحبت می‌کرد؛ اما ته دلش دوست داشت که موریاتی بار دیگه به بازی برگردد.

این رفتار در اول و آخر قسمت اول به صورت واضح قابل تشخیص است. شرلوک هر جا که کم می‌آورد یا به یه دستگاه هل دهنده رو به جلو احتیاج دارد؛ سریع موضوع رو به موریاتی ربط می‌داد و به خودش این امید رو میداد که هنوز بازی تموم نشده. اما هیچ‌خبری از موریاتی در این قسمت نشد که نشد! فیلم با یک معمای ساده برای شرلوک شروع شد تا به مخاطبان این قمست بفهمونه که شرلوک مغز متفکر بریتانیاست و معماهایی که برای بعضی‌ها پیچیده‌ترین معماهای دنیاست در کمتر از چند ساعت به پاسخش می‌رسد. نکته‌ دیگری که در سراسر این قسمت به چشم می‌خورد جوری ناهماهنگی در روند داستانی فیلم بود. به نظر می‌رسید که باید بعضی چیز‌ها باید حتما در این قسمت اتفاق می‌افتاد و نباید معماها رو به قسمت بعد موکول کرد. به طور حتم پس از دیدن این قسمت با من هم عقیده می‌شوید که «مارک گتیس» در داستان سرایش کمی از چاشنی عجله استفاده کرده است.

sherlock

در فصل اول شرلوک با یک معمای ساده (در مقابل معماهای پیچیده‌ای که بعدتر از آن مطرح شد) رو به رو بدیم. معمایی که توسط یک مغز پیر و فرسوده که می‌خواست خودش را برتر از شرلوک قلمداد کند شروع شد. در فصل دوم ما با رویارویی شرلوک و موریاتی سریال را آغاز کردیم. رویارویی که می‌توانست به مرگ شرلوک سرانجام شود اما با ورود یک زن که با گوشیش از اسرار هرکسی اطلاع داشت به اتمام رسید. شخصیتی که باهوش بود و این دقیقا همان چیزیست که شرلوک می‌خواهد. شرلوک در هر قسمت دنبال شخصیتیست که با وی مبارزه از نوع فکری داشته باشد.

اما در آخرین قسمت از فصل دوم ما با صحنه‌های بسیار هیجان انگیز و غیرقابل وصف و پیشگویی روبه رو بودیم. موریاتی این بار در یک قدمی شرلوک بود و شرلوک از دستش هیچکاری برنمی‌آمد. بی‌شک همه‌ی ما می‌دانیم چه اتفاقاتی در آنجا افتاد و چه کسی کشته شد! ( به کنایه :دی)سرانجام تمام چند خط توضیحات من این است که شرلوکی که امروز دیدیم؛ اصلا شبیه بقیه شرلوک‌ها نبود. به کلی ما در این شرلوک با یک دنیای بی‌ربط و سرگیجه آور رو به رو بودیم. دنیای که هیچکس خبری از یک دقیقه بعدش ندارد و هر آن ممکن است کسی وارد داستان بشه و بگه منو یادت میاد؟‌ شاید نویسنده می‌توانست با سر هم کردن تئوری‌هایی که شاخ از سرتان با گفتنش از زبان بندریت کمبریج بیرون می‌زند؛ موریاتی را به داستان برگرداند و در این سه قسمت باقی مانده از آخرین فصل از شرلوک یکی از دلهره آور‌ترین و هیجان‌انگیزترین شرلوک‌ها را رقم بزند. نه اینکه در آخرین فصل از شرلوک ما به فکر «جان واتسون» که اسطوره دست گل به آب دادن است باشیم تا نکنه دسته گلی به آب بده و همه به فنا برن.

فصل چهار در همین یک قسمت پخش شده نشان داد ما با یکی از غم‌انگیز و غم‌آلود‌ترین فصل‌های شرلوک رو به رو هستیم. فصلی که به نظر من شرلوک در آن همه‌ی دوستانش را از دست خواهد داد و تک و تنها باید به راهش ادامه دهد. یا اینکه شرلوک به شخصه به دست کسی که اصلا انتظارش را ندارد کشته می‌شود. امیدوارم هیچکدام از این حدس و نظرات من درست ازآب در نیاید و ما بالاخره شاهد این باشیم که موریاتی در یکی از سکانس‌ها به بازی برگرده و بگه: “دلت برام تنگ شده بود؛ نه؟” به شخصه کشته شدن شرلوک به دست موریاتی را به هیچ تفریجی ترجیح نمی‌دهم.

sherlock-s4e1-3

نخستین قسمت از شرلوک آن‌قدر پیچیده بود که نه می‌توان گفت با یک داستان سطحی رو به رو بودیم، یا اینکه با یکی از شاهکارترین شرلوک‌ها! در بعضی از موقع‌ها به خودمان می‌گوییم: “درسته؛ شرلوک همینه!‌” اما در مواقع دیگر این جمله از زبانمان بیرون می‌آید که ” ای بابا؛ شرلوک که این مدلی نبود.” امیدوارم دو سه قسمت باقی مانده از شرلوک نه آنقدر پیچیده شود که نشه ازش سر در آورد و نه آنقدر سطحی که تمام خاطرات خوبمان را با شرلوک فراموش کنیم.

اگر تئوری‌هایی در رابطه با این قسمت شرلوک دارید؛ با ما در میان بگذارید.

تهیه شده در موی اسکرین

دیدگاهتان را بنویسید