دومین قسمت از فصل چهارم شرلوک را می‌توان یکی از جزو بهترین شرلوک‌ها دانست. با موی اسکرین و بررسی این قسمت همراه باشید.

دومین قسمت از فصل چهارم شرلوک پخش شد. قسمتی که طرفداران انتظارات فراوانی از آن داشتند؛ زیرا در قسمت قبل ما شاهد یک فیلمنامه ضعیف و سطحی بودیم که در حد و لیاقت شرلوک نبود. اما برعکس این قسمت؛ یکی از بهترین قسمت‌های شرلوک بود که از تلویزیون سلطنتی بریتانیا یعنی BBC One  پخش شد. هرچه از این قسمت بگویم کم است. «استیون موفات» ( Steven Moffat )‌ از پیش زمینه سازی که «مارک گتیس» در قسمت قبل با تمام سختی‌ها و فراز و نشیب‌هایی که کرده بود به بهترین شکل ممکن استفاده کرد و همانطور که انتظارش را داشتیم این پیش زمینه سازی‌ها باید اتفاق می‌افتاد تا دومین قسمت از فصل چهارم شرلوک یکی از بهترین شرلوک‌ها باشد. در این قسمت ما شاهد بازگشت «موریاتی» نبودیم ولی با شخصیتی رو به رو شدیم که صدها برابر دیوانه‌تر و پیچیده‌تر از موریاتی  بود و همین عامل سبب شد که شرلوک باری دیگر وارد بازی شود. بازی‌ای که اینبار بسیار پیچیده‌تر از قبل بود. «کالورتون اسمیت» در دومین قسمت از فصل چهارم شرلوک به یکی از دیوانه‌ترین شخصیت‌هایی که شرلوک در طی چند سال کاریش ملاقات کرده بود تبدیل می‌شود. شخصیتی که می‌خواهد «هرکسی را بکشد» و از این کار هم لذت می‌برد.

sherlock-e2

نمونه بروز شده قاتل سریالی معروف آمریکایی بنام H.H.Holmes

وی یک اتاق مخصوص دارد که در آن با جسد مردگان بازی می‌کند و یک ساختمان به ظاهر بیمارستان دارد که مانند یک قلعه، همه جایش به هم راه دارد و هر وقت که بخواهد می‌تواند وارد یکی از اتاق‌های بیماران شود و شخصی را بکشد. زمان کشتن به طرف می‌گوید “ارتباط چشمی را قطع نکن، می‌خوام چشماتو ببینم.” حال فقط کافیست که این شخصیت نقشه‌اش لو برود و یا در یک جایی گیر کند. به راحتی مانند آفتاب پرست تغییر رنگ داده و به یک پیرمرد مهربان تبدیل می‌شود. می‌توان گفت این شخصیت به روز شده‌ «اچ اچ هلمز» که یکی از قاتلان سریالی معروف آمریکای بود؛ است. شخصیتی که با فریب زنان آنان را در هتل به قتل می‌رساند و جسد آن‌ها را آزمایش و کالبدشکافی می‌کرد و در نهایت ادعا داشت که این افراد طی حادثه‌ای کشته شدند و اسکلت‌هایشان را به دانشکده‌های پزشکی می‌فروخت.

اما نکته‌ای که باعث می‌شود این قسمت از شرلوک جزو بهترین شرلوک‌هایی باشد که تا به حال پخش شده؛ زمینه سازی عالی نویسندگان این دو قسمت یعنی «استیون موفات» و «مارک گتیس» بود. اصلا نباید «مارک گتیس» را به علت داستان نسبتا ضعیفش در قسمت نخست مورد حمله قرار دهیم؛ زیرا وقتی به قسمت دوم نگاه می‌کنیم میبینیم که بهترین از این نمی‌شد. در قسمت اول «مری» طی حادثه‌ای می‌میرد و به شرلوک یک پرونده می‌دهد. پرونده‌ای که در آن باید شرلوک از دکتر جان واتسون محافظت کند. در بررسی قسمت اول این فیلم من در نوشته‌ام آوردم که دکتر جان واتسون یکی از احمق‌ترین شخصیت‌های سریال شرلوک است و مثلا قرار است چه دست گلی به آب دهد؟ حال از همینجا به خاطر این نوشته‌ام از همه عذرخواهی می‌کنم و می‌گویم جان واتسون جزو بهترین شخصت‌هایست که در شرلوک وجود دارد و با کمی تمرکز بر رویش می‌توان یکی از بهترین شرلوک‌ها را به دیده مخاطب قرار داد.

sherlock-e2-2

اسطوره تغییر شکل!

«جان واتسون» در این قسمت به صورت کاملا علنی مشخص بود که دچار افسردگی و برخی از تصوراتی شده که بعد از مرگ عزیزانتان (خدای نکرده!) رخ می‌دهد. ما شاهد روانشناسی بودیم که به ظاهر یک روانشناس معمولی بود؛ اما در اواخر مشخص شد که در سریال شرلوک نباید حتی از یک روانشناس نیز قافل شد. به طور حتم پیام موریاتی توسط این روانشناس جعل شده بود؛ زیرا بر روی برگه‌ای که شرلوک را وارد این ماجرا کرده بود نوشته شده بود:‌«دلت برام تنگ شده؟» از همین لحظه بی صبرانه منتظر آخرین قسمت از فصل چهارم شرلوک هستم که هفته‌ آینده از شبکه BBC One  پخش می‌شود. به طور حتم ما شاهد یکی از پیچیده‌ترین سناریو‌هایی هستیم که تا به حال شاهد آن بودیم.

قسمت دوم را می‌توان ذات اصلی و حقیقی شرلوک دانست. شرلوکی که همه آن را دوست دارند. شرلوکی که دیگر مغرور نیست و در بعضی از سکانس‌ها هوش سرشارش را بدون حس مغرور بودن به نمایان می‌گذارد. اما همین شرلوک پس از مرگ «مری» به مصرف مواد مخدر روی می‌آورد. همین عامل سبب می‌شود در اواخر فیلم با سکانس‌هایی رو به رو شویم که در آن لحظات به خودمان بگویم که تمام این زمینه سازی‌های شرلوک درباره قاتل سریالی بودن «اسمیت» به خاطر مصرف مواد مخدر بوده و ما یک ساعت از وقتمان را برای یک ذهن مریض به هدر دادیم؟ جواب این سوالمان را در اواخر فیلم با چند سکانس طلایی بدست می‌آوریم.

هرچه از این قسمت بگویم کم است. هیچ نکته منفی من در این قسمت ندیدم و باز می‌گویم که ما در این قسمت با یکی از بهترین قسمت پخش شده از شرلوک رو به رو بودیم. قسمتی که هر چند دقیقه یک بار یک پرسش مطرح می‌کند و کمی بعد به آن پرسش جواب می‌دهد. اما در کنار جواب آن پرسش، یک سوال بزرگ‌تر از قبل شکل می‌گیرد. فرمولی که هر قسمت شکل جدیدتری از آن را مشاهده می‌کنیم. حال ما با یک پرسش بزرگ‌تر رو به رو هستیم. پرسشی که در نیمه اول این قسمت شکل گرفت. یک اشتباه لپی از طرف «مای‌کرفت» ما را گیج و مبهوت کرد.

«مای‌کرفت» در بین صحبت‌هایش با واتسون به نکته‌ی مبهمی اشاره کرد. او گفت که: “یاغی‌گرایی‌های شرلوک یه نگرانی امنیتی برحقه. این حقیقت که من برادشم هیچ چیزی رو عوض نمی‌کنه. آخرین بار اینطور نبود و مطمئن باش با…” به طور حتم اگر این حرف یک حرف معمولی بود نباید ما صدای یک موسیقی دلهره آور را در پس زمینه حرف‌هایشان و تعجب جان واتسون را می‌دیدیم. چند لحظه بعد از وی سوال پرسیده شد که هنوز با شرینفورد در ارتباطی؟ حال سوال بزرگی که اینجا ایجاد می‌شود این است که «شرینفورد» کیست؟ اگر این قسمت را با دقت مشاهده کرده باشید به طور حتم دفترچه‌ای که در آخرین سکانس‌های فیلم، «مای‌کرفت» کارت حاوی شماره تلفن را روی آن می‌اندازد را دیده‌اید. در قسمت سمت راست این دفترچه متنی نوشته شده که طبق آن باید مای‌کرفت به شرنفورد زنگ بزند. تئوری‌های مختلفی در ارتباط با این نام شکل گرفته‌ است. بعضی‌ها می‌گوید شرینفورد اسم رمز Eurus (خواهر شرلوک) است. اما باز هیچ چیز مشخص نیست.

sherrinford-large_trans_nvbqzqnjv4bqgx_papsz7xhewcr_flm0ivwlg-vyos7f6zk88y5uce4

دفترچه مای کرفت در قسمت The Lying Detective

نکته قابل توجه‌ای که پیش از این در آخرین قسمت از فصل دوم شرلوک دیده بودیم این است که توان حدس زدن در این قسمت از بینندگان گرفته شده و ما در هر لحظه شاهد ورود یک عنصر غیرطبیعی و هیجان آور هستیم. به طور حتم همین عامل سبب شد که من به این قسمت لقب «بهترین شرلوک» را بدهم. حال همه‌ی ما منتظر پخش آخرین قسمت و سیزدهیم قسمتاز سری بروزشده شرلوک هستیم. قسمتی که نامش «مشکل ‌نهایی» است و همانطور که اسمش برمی‌آید باید شاهد آخرین پرونده شرلوک باشیم. پرونده‌ای که توسط دو فیلمنامه نویس خبره شرلوک؛ یعنی «استیون موفات» و «مارک گتیس» به طور مشترک نوشته شده است.

تهیه شده در موی اسکرین

دیدگاهتان را بنویسید