لالالند مسحور کننده است. داسی دروگر که انگار آمده تا جوایز را یکی یکی از کف رقبایش برباید. لالالند همان چیزی است که مسئولان مراسم‌ها می­‌پسندند. فیلم مشخصا مفهوم جدیدی از شکوه را به نمایش می­‌گذارد. یک نوع شکوه دهه ۵۰‌ای هالیوود که با زرق و برق امروزی ترکیب شده است و نتیجه­ آن فیلمی است که قوه بصری بیننده را ارضا می­کند. اثر احساسی و موزیکالی که به وجود آمده تا خاطرات دوران موزیکال هالیوود و جادوی “singing in the rain” را تداعی کند و زوج “دبی رینولدز” و “جین کلی” جدیدی را به دنیا معرفی کند.

lalaland_hero

فیلم جدید دیمین شزل به مانند اثر قبلی وی، شلاق، کاملا با موزیک در ارتباط است اما این بار بسیار بیشتر. لالالند از داستان غنی و پر جزییاتی بهره نمی­‌برد و اصولا به آن نیازی ندارد چون اساسا داستان محور نیست. فیلم انگار از دنیایی دیگر آمده. گویی جنسش با آثار این روز­های سینما فرق دارد. فیلم داستان یک انتخاب است. انتخابی که می­‌تواند قوی ترین انسان را نیز به چالش بکشد. به عقیده بنده محوریت اصلی فیلم یک سوال است. رویا یا عشق ؟ سوالی که طبعا سوالی دیگر را نیز در پی دارد. اصلا چرا باید بین این دو انتخاب کرد؟ مگر نمی­‌شود هم عشق را داشت و هم دنبال رویا رفت؟ فیلم داستان دو جوان به نام­‌های میا (اما استون) و سباستین (رایان گاسلینگ) است که برخوردی تصادفی در ترافیک با هم دارند و پس از آن نیز بار دیگر کاملا تصادفی به هم بر­خورند. سباستین یک موزیسین عاشق موزیک جاز است ولی شرایط زندگی او از لحاظ مالی باعث شده تا با وجود اینکه پیانیست چیره دستی است، مجبور شود رو به کارهای چیپ، مانند نوازندگی در رستوران و دستور پذیرفتن از کسانی بیاورد که به وضوح هیچ اطلاعاتی از موزیک ندارند. شخصیت سباستین به خوبی شخصیت پردازی شده و عشق او به موزیک جاز برای مخاطب باورپذیر می‌­نماید. وی بر خلاف میلش به عضویت گروه موسیقی در می‌­آید که موزیک جاز را به طور تلفیقی اجرا می­‌کنند. خود سباستین از موزیکی که اجرا می­‌کند لذتی نمی‌­برد اما مردم لذت می­‌برند. این تضاد در فیلم به شکلی بسیار زیبا پرداخت شده است. سکانسی را در نظر بگیرید که سباستین بر خلاف دستور صریح رییسش به اجرای موزیک مورد علاقه خود در رستوران می­‌پردازد. وقتی که سباستین شروع به اجرا می­‌کند بیننده کاملا از پیانوی بی‌نظیر او لذت می‌­برد و در اجرای او غرق می‌­شود. دیمین شزل نیز به شکلی هنرمندانه با نورپردازی و تغییر صحنه بیننده را هر چه بیشتر داخل این اجرا فرو می‌­برد و مانند یک کنسرت سباستین را به مرکز توجه تبدیل می­‌کند.

La La Land -1 LA la land - 2پس از نواختن آخرین نت سباستین به شکل ناگهانی از جای خود بر می­‌خیزد و همزمان صحنه بر می­‌گردد و می­‌بینیم که هیچ کدام از مشتری­‌های رستوران این اجرا را درک نکرده­‌اند و سباستین نیز در ادامه به دلیل این اجرا از کار خود اخراج می­‌شود. از این دست صحنه‌ها در فیلم بسیار مشاهده می­‌کنیم و در اکثر آن­‌ها دیمین شزل با زیرکی تمام صحنه را شکل یک دنیای وهم آور و احساسی تغییر می­‌دهد. میا نیز عاشق سینما و بازیگری است و تست بازیگری دادن به کار روزمره او تبدیل شده است! تست‌هایی که اغلب با بی احترامی گیرندگان آزمون او را دلسردتر می‌­کنند. همین باعث شده تا فعلا به پیش‌خدمتی در یک کافه اکتفا کند. پس از آشنایی سباستین و میا یک احساس متقابل بین این دو حس می‌­شود و رفته رفته این احساس به عشقی کاملا کلاسیک بدل می‌­شود. این دو در نظر مخاطب به زوجی بسیار شیرین تبدیل می‌­شوند. عشق بین این دو به قدری عاشقانه و فوق العاده است که فراتر از واقعیت به نظر می‌­رسد و فقط در بستر رویایی لالالند امکان مانور پیدا می‌­کند. فیلم موزیکال است و در اکثر سکانس­ها دیالوگ‌­های بین بازیگران به صورت شعر و موزیک بیان می­‌شود. این موضوع به تقویت حس لذت بخش بصری فیلم کمک شایانی می‌­کند و اساسا همین موزیکال بودن اثر باعث می­‌شود تا دنیای فیلم متفاوت با دنیای واقعی حس شود. دنیای لالالند بیش از اندازه پر زرق و برق و فریبنده است. طراحی هنری بسیار زیبا و استفاده از رنگ‌های متفاوت این فیلم را به یک تابلوی نقاشی تبدیل می­‌کند که بیننده را تحت تاثیر قرار می­‌دهد و کاملا بر جمله کارگردان بزرگ هالیوود، آلفرد هیچکاک که در جایی اظهار داشته “فیلم خوب فیلمی است که حتی اگر صدای آن قطع شود بیننده از آن لذت می­‌برد” منطبق است. در لالالند ما شاهد عشقی هستیم که مشخصا هیچ عشق واقعی به این شکل نیست و عشق لالالند مانند عشق داخل قصه­‌ها است. میا و سباستین که اوایل فیلم به هم دیگر می­‌گویند که هیچگاه عاشق هم نمی‌شوند (البته طی یک آهنگ!) اما پس از گذشت مدتی کوتاه و پیش آمدن اتفاقاتی عشقی افسانه وار را تجربه می­‌کنند. عشقی که با وجود شدت آن اما انگار به پای عشق آن­ها به هنر نمی­‌رسد. فیلم مشخصا از آثاری مانند سیندرلا الهام می‌­گیرد و زرق و برق خود را وامدار کارتون­‌های والت دیزنی است. به طور کلی لالالند از ۵ فصل تشکیل شده است، به نحوی که از زمستان شروع می­‌شود و با زمستان ۵ سال بعد پایان می­‌یابد. هر فصل که می­گذرد عشق این دو وارد فاز جدیدی می­‌شود. رفته رفته حرارت عشق این دو در بهار و تابستان به فصل خزان می­رسد و این بار بر خلاف عشق­های سینمای کلاسیک فرجام آن جدایی است. در آخرین بخش فیلم ۵ سال جلو می­‌رویم. میا بازیگر بسیار مشهوری شده و ازدواج کرده و حال بچه دار شده است. سباستین نیز کلابی که همیشه در آرزوی ساخت آن بوده را باز کرده است. میا و شوهرش تصادفا به آن کلاب می­‌روند و در نتیجه سباستین و میا پس از گذشت ۵ سال بار دیگر یکدیگر را ملاقات می‌­کنند. سباستین شروع به نواختن پیانو می­کند و طی سکانسی زیبا همه چیز به عقب و نقطه شروع این رابطه باز می­گردد. با این تفاوت که این بار سباستین و میا کنار هم می­‌مانند و کنار هم بودن را به رویایشان ترجیح می­‌دهند. میا و سباستینی را می­‌بینیم که با هم ازدواج می­‌کنند، بچه دار می­‌شوند و کنار هم می­‌مانند. گویی عشقی که بین آن دو وجود دارد عشقی ابدی است. پیانو پایان می­یابد و طی سکانسی بسیار دراماتیک و احساسی میا و سباستین بار دیگر و این بار لبخند زنان از هم جدا می­‌شوند. لبخندی تلخ که انگار فقط این معنی را می­دهد که با وجود رسیدن به رویایشان اما خوشبخت نشده­‌اند.

170113_la_la_land

فیلم از حیث بازیگری در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد. رایان گاسلینگ و اما استون در یکی از بهترین و شاید سخت ترین نقش آفرینی های عمر خود، بازی بسیار زیبایی را به نمایش گذاشته‌­اند. دیمین شزل از بازیگران خود خواسته تا رقص، آواز، نوازندگی و هر کار مرتبط با موزیک رابه شکلی کاملا رئالیسم و واقعی به نمایش بگذارند. رایان گاسلینگ که خود موزیسین است از عهده نقش سباستین به خوبی برآمده است و در مقابل او نیز اما استون در نقش آفرینی فراتر از حد انتظار خود موفق شده تا حس همذات پنداری مخاطب را با خود به ارمغان بیاورد. آواز خوانی اما استون در سکانس‌های فیلم بسیار دیدنی است و در هیچ سکانسی از فیلم این موضوع که اما استون ذاتا یک خواننده نیست به چشم نمی‌­آید. فیلم لالالند موفق شد در صدر نامزد­های مراسم اسکار قرار بگیرد و با ۱۴ نامزدی گوی سبقت را از دیگر رقیبان برباید. آلبوم موسیقی فیلم نیز توسط جاستین هورویتز نویسنده و آهنگساز آمریکایی ساخته شده است که موفق شد جایزه گلدن گلاب بهترین موسیقی را کسب کند.

لالالند اثر احساسی و بسیار موفقی است که می‌توان آن را دید و لذت برد. فیلم اثر مفهومی نیست و نباید از آن انتظار داستانی پیچیده و لایه­‌ای یا اثری روانشناسانه داشت بلکه صرفا به عنوان یک اثر موزیکال بسیار قوی برای سرگرمی مخاطب و لذت بردن از آن ساخته شده است. لالالند عاشقانه­ ایست به سبک عاشقانه های کلاسیک هالیوود با چاشنی موسیقی که می­‌توان آن را دید و در دنیایش غرق شد.