با وجود اين‌كه گفته مي‌شد جورج لوكاس از همان ابتدا جنگ ستارگان را برنامه‌ريزي كرده‌است، شواهد موجود در خود مجموعه‌ها نشان دهنده‌ي آن است كه اين ادعا براي بهتر جلوه دادن وي مطرح شده‌است و افسانه‌اي بيش نيستند. از شانس بد جورج لوكاس، قسمت “A New Hope” آنقدر با قسمت هاي پيشين نامطابق است كه تصوير اوبي وان كنوبي دروغگو تبديل به يك جوك شده‌است.

بعضي از اين تناقض ها را مي‌توان بخشيد: جنگ ستارگان ريسك بزرگي بود و هيچ كس براي اين داستان دنباله‌اي متصور نمي‌شد. اما تنها چيزي كه در يك فيلم بايد از آن اطمينان داشت، وفادار ماندن به جزئياتي است كه قبلاً به آن اشاره شده‌است.

اگر شما دنبال چنين چيزي هستيد، اين مجموعه براي شما مناسب نمي‌باشد. اين مجموعه فيلم اشتباهات بزرگتري از سوتي هاي كنوبي دارد و بررسي شواهد نشان دهنده‌ي جهاني است كه بر پايه‌ي دروغ شكل گرفته‌است.
همانطور كه اوبي وان مي‌گويد: “متوجه خواهيم‌ شد كه بسياري از حقايقي كه به آن ها وفاداريم عمدتاً به نقطه نظر ما بستگي دارند.” اين دروغگوي كثيف بايد هم چنين حرفي بزند.

اشاره‌ي افتخاري

هر كارآموز Sith ارباب خود را مي‌كشد

دروغ
در فيلم مستقيماً به اين موضوع اشاره نمي‌شود اما بخش بزرگي از اسطوره‌شناسي جنگ ستارگان عنوان مي‌كند كه طبق قاعده‌ي دوگانه ذات جناح تاريكي اين گونه تعيين شده‌است و هر ارباب Sith مي‌داند كه كارآموزش تلاش مي‌كند او را بكشد. از اين موضوع به عنوان يك حقيقت غيرقابل اجتناب ياد مي‌شود چون اين كار موجب قوي تر شدن Sith ‌مي‌شود.

حقيقت
دارث ويدر هيچوقت تحت تأثير اين قاعده‌‌ي به ظاهر اجباري قرار نگرفت. درست است كه در نهايت Darth Sidious را مي‌كشد اما اين اتفاق دلايل عاطفي داشت- در هيچ بخش از فيلم به نظر نمي‌‌‌رسد كه او بخاطر اين قاعده به دنبال كشتن Palpatine باشد.

١٢- “يك جداي از نيرو براي دانش و دفاع استفاده مي‌كند، نه براي حمله”

دروغ
بر اساس سخنان يودا، مكتب جداي با استفاده از نيرو براي هجوم مخالف است. جداي ها محدود به استفاده هاي دفاعي نيرو هستند، در غير اينصورت تبديل به راهي مي‌شود به سوي جناح تاريكي.

حقيقت
تا وقتي كه به آن ها كمك كند، حمله مي‌كنند.
لوك تقريباً بلافاصله پس از تكميل تمرينات جداي خود با يودا-كه در آن به او گفته شده كه از نيرو براي حمله استفاده نكند- وارد پايگاه جابا مي‌شود، به دو نگهبان با استفاده از نيرو از پشت سر حمله مي‌كند و در نهايت قايق را بدون در نظرگيري افرادي كه ممكن است آسيب بينند منفجر مي‌كند.
آيا Max Rebo كه موسيقيدان بود حقش منفجر شدن بود؟ اگر زنده هم مي‌ماند باز هم اين عمل تهاجمي محسوب مي‌شود.
يكي از تفاسير جالب مي‌گويد كه لوكاس مي‌‌خواسته با ايده‌ي جداييسم خاكستري بازي كند اما حتي با توجه به اين تفسير هم نمي‌توان حمله‌ي خود يودا- نمونه‌‌ي كاملي از يك جداي- به نگهبانان امپراطوري Sidious در فيلم Revenge Of The Sith را توجيه كرد.

١١- نيرو “به درون ما نفوذ مي‌كند”

دروغ
طبق سخنان اوبي وان:

نيرو به يك جداي قدرت مي‌دهد. نيرو يك ميدان انرژي است كه بوسيله‌ي تمام موجودات زنده ايجاد مي‌شود. ما را احاطه كرده و به درون ما نفوذ مي‌كند؛ نيرو باعث پيوند اجزاي كهكشان مي‌شود.

حقيقت
بخش هايي از اين حرف درست هستند اما خصوصاً در رابطه با قسمت “به درون ما نفوذ مي‌كند” مشكلاتي وجود دارد. به لطف توجيه علمي نيرو توسط جورج لوكاس با استناد به midi-chlorian ها، ديگر نمي توان جمله‌ي معروف اوبي وان را معنوي تعبير كرد: او علمي صحبت مي‌كند و حرف او از نظر علمي كمي اشتباه است.
حقيقت مبتني بر midi-chlorian ها اين است كه نيرو با ارگانيسم هاي فراهوشمند درون سلول ميزبان كنش مي‌كند. آن سلول ها خواست نيرو را تفسير كرده و براي كساني كه براي شنيدن آن به اندازه كافي حساس هستند ترجمه مي‌كند: اين بسيار با ايده‌ي نفوذ متفاوت است.
اگر بيشتر به اين مسئله فكر كنيد متوجه خواهيد شد كه نيرو اجزاي كهكشان را كنار هم نگه نمي‌دارد، بلكه جاذبه اين كار را مي‌كند.

١٠- بلسترها بي دقت هستند

دروغ
زماني كه اوبي وان لايت سيبر آناكين را به لوك مي‌دهد، مي‌گويد:

“لايت سيبر پدرت. اين سلاح يك شواليه‌ي جداي است. مثل يك بلستر بي دقت و بدتركيب نيست. سلاحي زيبا است متعلق به عصري متمدن تر”

حقيقت
اين ايده كه سلاحي همانند يك بلستر دقيق و دور برد (يا در كل هر پرتابه‌‌اي )، بي دقت كار مي‌كند مسخره است. بي دقت بودن آن به فردي كه از آن استفاده مي‌‌كند بستگي دارد.
هان سولو را در نظر بگيريد: او يك تيرانداز ماهر است كه در كشتن چنان مهارتي دارد كه باعث مي‌شود نيروهاي امپراطوري در مقايسه با او هيچ به نظر برسند و پرنسس ليا هم همين توانايي را دارد. خطاب كردن اين سلاح به عنوان “بي دقت” خيلي منزلت آن را پايين مي‌آورد و اوبي وان را قديمي نشان مي‌دهد.
تا به حال يك لايت سيبر توانسته يك ستاره‌ي مرگ را نابود كند؟

٩- اگر لوك آموزش نمي‌ديد به يكي از “عناصر شر” تبديل مي‌شد

دروغ
همانطور كه يودا وقتي كه لوك از تمرينات خود در فيلم The Empire Strikes Back دست مي‌كشد به او هشدار مي‌دهد:

اگر تمريناتت را الان كنار بگذاري-اگر راه سريع و ساده‌اي كه ويدر انتخاب را دنبال كني- به يكي از عناصر شر تبديل مي‌شوي.

هرطوري كه اين حرف را تفسير كنيد، منظور يودا اين است كه اگر لوك تمرينات را كامل نكند به سمت جناح تاريكي مي‌رود.

حقيقت
او نه تبديل به عنصر شرارت شد و نه جداي بدي شد. تنها اتفاقي كه براي لوك بر اثر كامل نكردن تمريناتش با يودا رخ داد اين بود كه زماني با دارث ويدر در Bespin مواجه شد كه آماده نبود و يكي از دستانش را از دست داد.
ممكن است بگوييد كه لوك در قسمت The Last Jedi شرور شد (يا موقتاً به جناح تاريكي پيوست)، اما اينكه اظهار كنيم اين اتفاق زماني كه يودا در قسمت دوم آن را مطرح كرد برنامه ريزي شد مسخره است. و بسيار بعيد است.

٨- جداييسم يك دين است

دروغ
هان سولو دانش نيرو را يك “دين دروغين” خطاب مي‌كند و كل داستان جنگ ستارگان بر پايه‌‌ي اين ايده بنا شده كه جداي ها يك بدن غيرمادي هستند و دانش نيرو دين آن ها است.

حقيقت
طبق تعريف، يك دين بايد بر پايه‌ي اعتقاد باشد. به لطف midi-chlorian هاي “ret-con”، استفاده از نيرو كاملاً بر پايه‌ي علم است. هيچ‌گونه معنويتي در كسي كه نيرو را حس مي‌كند وجود ندارد، فقط گرايشي بيولوژيك به حساسيت نيرو در فرد وجود دارد.
حتي استفاده از عبارت “باور” به نيرو به عنوان يك مفهوم (عبارتي كه حتي لوك اسكايواكر هم از آن استفاده مي‌‌كند) يك خيانت به مفهوم معنوي آشكارِ نيرو است. واقعيت اين است كه هوادار سفت و سخت “جناح روشنايي” بودن خود نوعي دين‌داري محسوب مي‌شود.

٧-“از زمان … كسي مرا اوبي وان خطاب نكرده‌است”

دروغ

“از قبل از تولد تو، كسي مرا اوبي وان خطاب نكرده است”

حقيقت
هرجوري نگاه كنيد، در فيلم A New Hope اوبي وان در موارد زيادي لوك اسكاي‌واكر را دست انداخته‌‌‌است. شايد بتوان گفت كه اين مقوله تقصير جورج لوكاس است يا بگوييم كنوبي عمداً وانمود مي‌كند كه خنگ است، اما در واقع او يك دروغگوي كثيف است، مخصوصاً وقتي كه بي هيچ دليلي ادعا مي‌كند از پيش از تولد لوك كسي او را اوبي وان خطاب نكرده‌است.
شايد بتوان اينطور توجيه كرد كه او نامش را پس از تولد لوك و ليا تغيير داده‌است. از Qui-Gon هم بعيد است كه اسم او را حين ملاقاتشان زماني كه پنهان شده بود نبرد (Qui-Gon بارها در مكالماتش به‌جاي اين‌كه مثلا بگويد “ارباب كنوبي”، او را اوبي وان خطاب مي‌كند، پس دليلي وجود ندارد كه پس از مرگش ناگهان رسمي‌تر شود.)
در واقع بسياري از حرف هاي كنوبي در A New Hope را مي‌توان دروغ در‌‌نظر گرفت: او درويد داشت( نه تنها R2-D2 و C-3PO بلكه يك astromech هم داشت)، او يك “شواليه‌ي جداي همانند پدرتان” نبود چون آناكين هرگز شواليه‌ي جداي نبود. و مردم شن با تعداد بيشتري باز‌نگشتند. اگر هم بازگشتند ما نمي‌دانيم.

٦- كوتاه بودن به‌عنوان يك استورم‌تروپر

دروغ
شايد دليل اين‌ كه پرنسس ليا به لوك مي‌گويد “براي استورم‌تروپر بودن كوتاه قد هستي” عصبي بودن او است.

حقيقت
در اين مورد دو طرز فكر وجود دارد، كه تفاوت آن ها در اين است كه شما چه زماني مي‌خواهيد قبول كنيد كه امپراطوري به‌جاي استفاده از تروپرهاي كلون شده، از نيروهاي انساني استفاده كرد.
اول از همه قضيه كلون را بررسي كنيم. مارك هميل با ١٧٥ سانتي‌متر خيلي قد بلند نيست اما از تمورا موريسون كه الگوي تمام تروپر هاي كلون شده مي‌باشد قدبلندتر است. پس اگر منظور ليا تروپرهاي كلون شده باشد احتمالاً اشتباه كرده چون هرچه نباشد لوك از آن ها بلندتر است.
و اگر شما با انسان بودن استورم‌تروپرها موافق باشيد، اين حرف كه تمام آن ها قدبلند هستند مسخره است. آن ها كلون نيستند پس نمي توان ادعا كرد كه همه‌ي آن ها مثل هم هستند، پس چنين حرفي غيرممكن است.
همچنين، اگر لوك كوتاه بود پس چگونه لباس استورم‌تروپر ها اندازه‌ي او شد؟

٥- “پدرت مي‌خواست كه اين را داشته‌باشي…”

دروغ
وقتي كه اوبي وان لايت سيبر آناكين را به لوك مي‌دهد، مي‌گويد كه اين از طرف پدر او است:

“پدرت از من خواست كه زماني كه به اندازه كافي بزرگ شدي اين را به تو بدهم، اما عموي تو مخالف بود. ترس او از اين بود كه تو هم همانند پدرت در جنگ احمقانه‌‌ي آرمانگرايانه‌اي از اوبي وان پيروي كني.”

اين حرف پر از دروغ است، و همينطور رومانتيسيسم عجيب و غير ضروري از حقيقت.

حقيقت
كي آناكين به اوبي وان گفت كه مي‌خواهد لايت سيبرش به فرزندي برسد كه تصور مي‌كرده مرده است؟ وقتي كه داشت مي‌سوخت؟ وقتي كه همه‌ي اعضاي بدنش تكه تكه شده بود؟
همچنين، اوبي وان هيچوقت عموي لوك را ملاقات نكرد، پس مطرح شدن مكالمه‌ي تخيلي ميان آن ها درمورد نگراني او از پيروي لوك از كنوبي بسيار عجيب است، و درنهايت لازم به ذكر است كه آناكين در هيچ نبرد آرمانگرايانه‌اي از اوبي وان پيروي نكرد، او پيروي ارباب اصلي خود يعني Qui-Gon بود.

٤– جناح تاريكي قدرتمندتر نيست

دروغ
وقتي كه لوك از او سوال مي‌كند كه جناح تاريكي قدرتمندتر است يا نه، يودا پاسخ مي‌دهد: “نه، نه، نه. سريع‌تر، آسان‌تر، فريبنده‌تر.” پيام روحيه‌‌بخشي است اما پذيرش آن به‌ عنوان واقعيت بسيار دشوار مي‌‌باشد.

حقيقت
كاملاً مشخص است كه هدف از اين پاسخ، آموزش بردباري و خويشتنداري به لوك است (كه افاقه نمي‌كند)، اما وقتي به بعضي از پيروزي هاي جناح تاريكي نگاه مي‌كنيم، پذيرش اين ادعا كمي سخت مي‌‌شود. شايد يكسري از اين پيروزي ها متعارف و عادي باشند اما Darth Vitiate يك سياره را كاملاً خشك كرد (همينطور اربابان سيث قدرتمند را)، Darth Sidious مي‌توانست سياهچاله ايجاد كند و يك سياره را به همراه اربابش متلاشي كند، Darth Plagueis در كشتن نظير نداشت.
البته كاملاً بستگي به تعريف شما از “قدرتمندتر” دارد، اما اين مسئله مانند مقايسه ي قدرت عشق با سلاح كشتار جمعي است.

٣- “نيرو با تو قدرتمند است”

دروغ
نام بردن از دارث ويدر به عنوان قويترين استفاده كننده‌ي نيرو در تاريخ- يا حساس‌ترين (تغيير كلمه چيزي را تغيير نمي‌دهد)-چيزي است كه بايد به آن پرداخت.

حقيقت
اگر او اين اندازه قدرتمند بود، پس چرا نتوانست متوجه زنده بودن فرزندان خودش بشود؟ چرا توانست حساسيت نيروي لوك را بفهمد اما متوجه وجود ليا نشد؟
رابطه‌ي ويدر با فرزندان خود را در نظر بگيريد-او نمي دانست كه Padme دوقلو باردار بوده‌است. اين‌ كه او نتوانست به وجود فرزندان خود درون Padme پي ببرد خود نشان دهنده‌ي اين نكته است كه نيروي موجود در او نمي‌توانسته آن‌قدر هم قدرتمند باشد.

٢- شرح ماجراي مشروب فروشي

دروغ
باز هم اوبي وان با بزرگ كردن واقعيت يا گفتن يك دروغ، با اشاره به Mos Eisley و استفاده از عبارات اغراق آميزي گفت:

“پايگاه فصايي Mos Eisley،  اجتماعي از تفاله و پستي از اين بزرگتر به خود نخواهي ديد.”

حقيقت
واقعاً؟
جاهاي ديگري در كهكشان وجود دارند كه از اين بدتر هستند. مثلاً كاخ جابا، يا جهان هاي بي قانون لبه‌ي خارجي‌تر. بنظر اظهار اين مسئله كه جايي كه موجودات فضايي گرد هم مي‌‌آيند و متمدنانه كنار هم نوشيدني مي‌خورند و به Filgrin D’An و The Modal Nodes گوش مي‌دهند، اجتماعي از تفاله و پستي باشد كمي بزرگ‌نمايي است.
درسته كه بعضي از فضايي ها بد به‌نظر مي‌رسند اما Sith نيستند. آن ها كمي متفاوت هستند و تنها تفاوتشان اين است كه به اخلاقيات جداي پايبند نيستند. شايد هم اوبي وان نژاد‌پرست بوده است؟

١- مرا نابود كن…

دروغ
اوبي وان كنوبي لحظاتي پيش از مرگش وقتي كه با دارث ويدر رو در رو مي‌شود ادعاي جسورانه‌اي مي‌كند:

“ويدر تو پيروز نمي‌شوي. اگر من را نابود كني، از چيزي كه تصور مي‌‌كني قدرتمندتر مي‌شوم.”

سپس به شكل روح نيرويي در مي‌آيد و پس از مرگ لوك را راهنمايي مي‌كند.

حقيقت
اين كار را نكرد: در واقع تبديل به سيري نسخه‌ي لوك تبديل شد.
در فيلم هيچ روح نيرويي با قدرت بيشتر باز نمي‌گردد، و شما نبايد نظر ديگران را كه مي‌گويند منظور كنوبي اين بوده كه بخاطر ايثاري كه انجام داد از زماني كه زنده بود قوي‌تر شده‌‌است را بپذيريد.
درسته كه او تبديل به “كسي كه نيرو دارد” مي شود و قادر به برقراري ارتباط با زندگان است اما آيا اين موضوع بدين معناست كه او “قدرتمند تر از حد تصور” مي شود؟ دارث ويدر از او به مراتب قدرتمندتر است.