مارتین اسکورسیزی، کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، هنرپیشه و تاریخ‌دان ایتالیایی-آمریکایی فیلم و سینما است. این کارگردان شهیر سینمای آمریکا، عنوان دار تمامی جوایز معتبر سینمایی دنیا جایزه اسکار، جایزه گلدن گلوب، جایزه بافتا، جایزه انجمن اتحادیه کارگردانان آمریکا و البته جشنواره کن، جشنواره فیلم ونیز و انجمن‌های مهم مختلف منتقدین آمریکا و جهان و همچنین معروف‌ترین جایزه تلویزیونی آمریکا جایزه امی می‌باشد.

در بسیاری از رده‌بندی‌های سینمایی اسکورسیزی را به عنوان بهترین کارگردان زنده و معاصر دنیا پس از جنگ جهانی دوم و یکی از سه کارگردان برتر تاریخ سینما می‌دانند. کارگردانی که پس از گذشت نزدیک به ۵ دهه، همچنیان نامی بزرگ، مطرح و مهم در عرصه کارگردانی سینما می‌باشد که اکران هر فیلم جدیدش را اتفاق مهم سینمایی دانسته و به وفور مورد ستایش منتقدین واقع می‌شود.

او را با فیلم‌های ماندگارش، خیابان‌های پایین شهر، راننده تاکسی، گاو خشمگین، رفقای خوب و البته دوستی و همکاری متناوبش با بازیگر بزرگ سینما، رابرت دنیرو می‌شناسند. اسکورسیزی اسکار کارگردانیش را برای فیلم موفق رفتگان به دست آورد.

نکته جالب توجه در مورد رکورد منحصربه‌فرد او اینکه، از ۶ فیلم اسکورسیزی که در قرن بیست و یکم کارگردانی کرده‌است، ۵ فیلم کاندید بهترین فیلم و کارگردانی سال در مراسم جایزه بافتا، جایزه گلدن گلوب و جایزه اسکار شدند! و در این بین جایزه اسکار بهترین کارگردانی را برای رفتگان و جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی را برای سه فیلم دار و دسته‌های نیویورکی و رفتگان و هوگو دریافت کرده‌است. در ادامه با هم نگاهی به برترین فیلم‌های مارتین اسکورسیزی از دید مووی اسکرین. پس با ما همراه باشید.

 Mean Streets

مارتین اسکورسیزی قبل از سال ۱۹۷۳ در ساخت چندین فیلم نقش داشت او حتی در مستند Woodstock در سال ۱۹۷۰ یکی از دستیاران کارگردان بود، اما با ساخت فیلم Mean streets
زندگی او برای همیشه تغییر کرد ، این فیلم را میتوان به عنوان اولین اثری از اسکورسیزی دانست که کنترل کامل بر آن داشت و توانست خلاقیت‌های کارگردانی خود را روی آن پیاده کند . داستان این فیلم که روایتگرِ چندین محله در قسمت ایتالیای کوچک در نیویورک بود به سرعت به دید سینما دوستان به یک شاهکار مبدل شد، از این فیلم می توان به عنوان سکوی پرتاب رابرت دنیرو و آغاز موفقیت‌های چشمگیرش در سینما یاد کرد.
دنیرو و اسکورسیزی بعدها در چندین و چند اثر مشترک با هم همکاری کردن، شاید Mean streets در مقایسه با Good fellas و Casino از جمله کارهای مشترک کمتر محبوب این دو باشد اما بدون این فیلم ، شاید آثار بعدی اسکورسیزی هیچوقت به واقعیت مبدل نمی‌شد.

After Hours

در اواسط دهه هشتاد میلادی، بعد از اکران فیلم King of comedy ، اسکورسیزی با افت محسوسی در حرفه اش مواجه شد به طوری که در روند مالی فیلم The last temptation of Christ به مشکل برخورد ، او زخم خورده از این جریان خود را در کارگردانی فیلمی شاهکار After hours یافت که با موفقیت‌های چشمگیری روبرو شد، موضوع این فیلم حول محور استاد دانشگاهی میچرخد که آشناییش با دختری در کافی شاپ شبی عجیب را برایش رقم می‌زند. این اثر شاید یک غول باکس آفیسی نبوده‌باشد اما مورد تحسین منتقدین بسیاری قرار گرفت او سال بعد Color of money را ساخت و در سال ۱۹۸۸ بالاخره برای ساخت The last temptation of Christ از هالیوود چراغ سبز دریافت کرد.

 Casino

این فیلم به هیچ وجه به موضوع فیلم “رفقای خوب ” مرتبط نیست وشامل شخصیت های کاملا متفاوت است، اما این دو فیلم بسیار بهم شبیه‌اند هر دو فیلم از فیلمهای جنایی نوشته نیکولاس پیلگی هستند. هر دو با نقش آفرینی رابرت دنیرو به عنوان چهره ی حیله‌گر و جنایت‌کار و جو پشی چهره ی خشن و غیر قابل کنترل و جنایی در این فیلم است.
در هردو فیلم چهرهای منفی در بالاترین سطح قانون شکنی و زیرکی قرار دارند،این شباهت‌ها به قدری نزدیک بود که منتقدین کازینو را نسخه بازسازی شده رفقایِ خوب میدانستند، طرفداران نیز از بازگشت سینمای ادغام با خشونت اسکورسیزی بسیار شادمان بودند، این فیلم به لحاظ بازسازی صحنه‌های مشابه به رفقای خوب به زیبایی عمل کرد ، بازی شارون استون و جیمز وودز به عنوان هرزه و جاکش به زیبایی به تصویر کشیده می‌شود، نسخه ای که راه به راه در ایالات متحده پخش می‌شود را نگاه نکنید ، زیرا این فیلم بدون فحاشی‌هایش نصف لذتش را از دست خواهد داد.

 King of Comedy

بعد از موفقیت فوق العاده Raging Bull در سال ۱۹۸۰ ، اسکورسیزی قصد ساخت The last temptation of Christ با همکاری رابرت دنیرو را داشت ، بعد از کشمکش‌های بسیار در ساخت این فیلم ، دنیرو پیشنهاد ساخت یک فیلم کمدی را داد و حاصل این پیشنهاد نیز King of comedy شد، این فیلم که روایتگر شخصی شکست خورده است که یک” تاک شو” خیالی را دز زیرزمین خانه اش اجرا می‌کند است. اسکورسیزی در ابتدا جانی کارسون را برای ایفای نقش شخصیت مجری “تاک شو” در نظر داشت, اما وقتی کارسون این پشنهاد را رد کرد، او جری لوئیس را برای این نقش انتخاب کرد. مخاطبین از این اثر “کمدی تلخ ” اسکورسیزی که سبک کار او هم نیست کمی گیج شدند اما منتقدین نگرش و دیگاه مثبتی به این اثر نشان دادند،بعد از این اثر و طی سه دهه اخیر اسکورسیزی تنها به ژانر تخصصی خود که درام می‌باشد تکیه زده است.

The Departed

اسکورسیزی برای کارگردانی رفقای خوب اسکار نگرفت و این جایزه به کوین کاستنر برای فیلم رقص با گرگ ها رسید، او همچنین برای “راننده تاکسی”، “گاو وحشی” و “خیابانهای بی رحم ” نیز از مجسمه‌ی طلایی اسکار بی نصیب ماند، تا اینکه در سال ۲۰۰۷ این طلسم شکسته شد و برای “جدا مانده”  به عنوان بهترین کارگردان از نگاه آکادمی انتخاب شد.
این فیلم بهترین اثر اسکورسیزی نیست اما به شهرت بسیاری رسید، فیلمی جنایی که روایتگر یک گروه تبه کار ایرلندیست که به نیروی پلیس نفوذ کرده‌اند. فیلمی الهام گرفته شده از اثر هیجان انگیز و هنگ کنگی با عنوان Infernal Affairs, این فیلم تا ثانیه آخر شما را وادار به حدس زدن می‌کند و شک و تردید را به شما القا می‌کند. انگار اسکورسیزی این فیلم را هنگامی که خواب بوده ساخته است، اثری که با فروش جهانی ۳۰۰ میلیون دلاری  روبرو شد.

The Last Waltz

درعصر روز شکر گذاری سال ۱۹۷۶ ، مهمانی بزرگی با مهمانهای ویژه ای در سن فرانسیسکو و در سالن وینترلند برگزارشد که میهمانان شامل باب دیلن، نیل یانگ، ون موریسون، اریک کلپتون، جانی میشل، مادی واترز،نیل دایمند و خیلی‌های دیگر در این مراسم حضور داشتند، ولی نکته ای که هواداران سینما را سرمست کرد، حضور مارتین اسکورسیزی در این مراسم بود، او به همراه دستندرکارانش این مراسم با شکوه را به یکی از بهترین مستندهای (موزیک/کنسرت) تاریخ مبدل کرد. او تقریبا هیچ ثانیه ای از این رویداد را از قلم نیانداخت او یکسال سخت را به تدوین این اثر پرداخت و نتیجه ی آن ” آخرین والتز ” شد.

Raging Bull

یادداشت جیک لاموراتا در باب “گاو وحشی” :
“کتاب من نوشته ی نیمه جذابی از یک بوکسور میان وزن با مشکلات شخصی فراوان بود، مارتین اسکورسیزی کتاب متوسط منو به یکی از بهترین فیلمهای تمام دوران بدل کرد”
رابرت دنیرو برای این نقش همه کار کرد ، او برای نقش لامورتا بیست و هفت کیلو اضافه کرد، جو پشی در آن برهه یکی از ناشناس ترین بازیگران بود ولی چشمان تیزبین اسکورسیزی استعداد را در او دید
و نقش برادر لامورتا را به او داد.
گاو وحشی در سال ۱۹۸۰ اکران شد و مورد ستایش منتقدین قرار گرفت و در طول این سال ها همچنان به اعتبارش افزوده می‌شود.

Taxi Driver

موفقیت‌های آثاری چون ” خیابان‌های بی رحم ” و “آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند” نشانگر قدرت فیلمسازی اسکورسیزی بود و اینکه او می‌تواند هر اثری را بسازد، آخرین اثر دهه هفتاد او “راننده تاکسی است” ، فیلمی در مورد راننده تاکسی اهل نیویورک که با زنی زیبا که در کمپین انتخاباتی مشغول به کار است آشنا و عاشق او می‌شود، و با بهم خوردن رابطه‌شان روان پرش می‌شود و تصمیم به عملی
خطرناک میگیرد، در این بین با نوجوانی فاحشه  (جودی فاستر) آشنا می‌شود.
در طول این سالها اسکورسیزی و دنیرو از ساخت دنباله ی این فیلم سخن گفته‌اند، که بنظر بعید می رسد.

 Good Fellas

آیا فیلمی به جز رفقای خوب در هالیوود وجود دارد که ارزش دوباره دیدن تا ابد را داشته باشد ؟
همانند فیلمی چون لبوسکیِ بزرگ که باید در حال مناسب و زمان خوبی باشید که از این فیلم لذت ببرید، رفقای خوب اما از این قائده مستثناست، به محض اینکه از تلویزیون پخش بشود، مهم نیست در حالی باشید، مهم نیست چقدر سانسور شده باشد، عوض کردن شبکه برای شما غیر ممکن خواهد بود، تک تک صحنه ها طلسم کننده است، تمام دیالوگها ماندگار است. زمانی که ری لیوتا در حال تعقیب هلی کوپتر است در حالی که غرق در کوکائین است، به شدت با او در پارانویدها و ترس هایش همزادپنداری خواهید کرد. به همین علت است که رتبه اول در این رده بندی است و سه برابر گزینه دوم رای آورده است.

دیدگاهتان را بنویسید