فصل اول وست ورلد بیشتر تحت الشعاعِ شخصیتهای رباتش بود، این فصل زیر داستانی نیز داشت و از این قرار بود که در آن پدر دلورس “پیتر ابرناتی” وسیله‌ای برای انتقال اطلاعات به صورت مخفیانه از پارک به دنیا بیرون بود، وقتی تلاش‌های تریشا کولن در این امر بی ثمر ماند، همدست او در این دسیسه : “شارلوت هِیل” نویسنده‌ی سناریوهای ربات‌ها “لی سیزمور” را وارد این بازی کرد و به کمک او کدی را در مغز پیتر ابرناتی وارد کردند، پیتر ابرناتی پس از آن از وست ورلد خارج و به انبار منتقل شد، این زیر داستان اما در قسمت اول فصل دوم نیز به تصویر در آمد.
برای یادآوری : رابرت فورد در مورد امنیت فضای کاری‌اش و کدهایی کارکرد رباتها بسیار محتاط و تودار عمل می‌کرد، برای همین همیشه درتلاش بود تا انتقال هر نوع اطلاعاتی از فضای پارک به بیرون را غیر ممکن کند بنابراین تمامی اطلاعات رباتها بشدت محافظت می‌شد و در مکانی قرار می‌گرفت ،شارلوت هیل مدیر دلوس اما به هر طریقی قصد در بدست آوردن کدها را داشت تا مبادا رابرت فوردی که به زور وادار به بازنشستگی شده بود این کدها را از مغز میزبانان پاک کند و دلوس را از اهداف دیگری که با دسترسی به کدهای این رباتها در سر‌ داشت ، محروم کند.

با خودآگاه شدن ربات‌ها و قتل عام میهمانان و مسئولان امنیتی، برنارد به همراه شارلوت و جمعی مقامات بلند پایه‌ی باقی مانده دلوس به هم رسیدند گرچه آنها در تله ی میزبانان گرفتار و کشته شدند، شارلوت و برنارد به نوعی موفق به فرار شدند و به اتاقی زیرزمینی و مخفی رسیدند که شارلوت در پارک طراحی و ساخته بود در این مکان رباتهای مرموز و ترسناکی به نام رباتهای زنبوری حضور داشتند که کار آنها خارج سازی مغز از میزبانان عادی بود، از این اتاق شارلوت قادر به تقاضای کمک از دلوس بود ، که مسئولین دلوس در پاسخ به شارلوت گفتند کمکی به آنها ارسال نخواهد شد مگر اینکه شارلوت ابرناتی را به آنها تحویل دهد،

از شانس شارلوت او در کنار خود مسئول برنامه نویسی رباتها برنارد را در کنار خود داشت ( با وجود اینکه هنوز از میزبان بودن برنارد مطلع نیست) برنارد از شبکه ی مشترک میزبانان استفاده کرد تا به جستجوی ابرناتس بپردازد، و احتمالا تلاششان نیز با موفقیت روبرو میشود، زیرا که در بخشی نشان داده میشود که دلوس قایقی مجهز و نظامی را به سمت آنها میفرستد در اینجا نشان داده میشود که کل پارک جزیره بوده است.
ابرناتی نقشی اندک اما حیاتی را در فصل اول ایفا کرد ، در سکانسی او نوشته ای شوم از شکسپیر را از بر میخواند، که این سکانس در آخرین مصاحبه اش و قبل از خاموش شدن و بیرون آوردن مغزش ، رخ داد،
مغز ابرناتی به طور کامل از اطلاعات و شخصیتش خالی شد و جای خالی را برای اطلاعاتی که شارلوت برای خارج کردن اطلاعات از پارک به وسیله ی اون نیاز داشت فراهم شد، اطلاعاتی که دلوس برای اجرای پروژه مخفی اش به آن نیاز دارد.
از این هدف دلوس مطمئنن در فصل دوم پرده برداری خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید